خطاب به همه ی مسئولینی که خود را به خواب زده‌اند

زهرا شفیعی دهاقانی: حدود یک‌سوم زندانیان بند ۱۰ زندان رجایی شهر کرج را محکومین به اعدام تشکیل می‌دهند. تعداد زندانیان این بند ۲۶۴ نفر است که از این تعداد ۸۶نفر محکوم به اعدام هستند.

۵۷ تن از محکومین به اعدام در بند ۱۰ زندان رجایی شهر کرج هم اکنون زیر حکم اعدام قرار دارند.

برای‌تان متاسفم که نامتان ایرانی‌است ، برایتان متاسفم که ما حصل تلاشهای‌تان زندان‌های پر و پیمان و فقرهای زیرپوستی‌است ، برایتان متاسفم که کل ایران، تبدیل به دزد و قاچاقچی و فاحشه‌های زود هنگام‌تر از سن شده‌اند، در این چهل سالی که تو دم از اسلام و قرآن می‌زدی، خیلی از مردمان کشورت که به تو رای داده بودند و تو را انتخاب کرده بودند، آرزوهای محالی نداشتند!

مستوجب فقر و فساد و فحشا و دزدی‌ها و هزار کثافت‌کاری تک به تک مردم ایران تو هستی، تویی که قول دادی با معادن و ذخایر نفتی و سرمایه‌ها و بیت‌المال برایشان ایرانی آباد و سربلند بسازی اما …

چه کارنامه ی زشت و سیاهی دارید نمایندگان و روسای زالو صفتی که از اعلام انباشت حکم‌های حصر و حبس و اعدام مردمانتان، کارنامه‌تان را به رخ کشانده‌اید، به والله که هیچ‌کس مجرم‌تر و مستحق‌تر از شما به شلاق و زندان و اعدام نیست، چه کردید با این مردم و ذهن‌هایشان؟ چه کردید با سفره‌ها و قلبهای‌شان؟ چه کردید با اعتمادهای بی غل و غش مردمانی‌ که بی‌ریا بودند و هر بار زخمی بر تنشان ماند از ریاکاریتان، مردمانم از تو می‌ترسند، مردمانم تا یک پلیس ساده می‌بینند راهشان را کج می‌کنند، بس‌ که از شما ترسیده‌اند، اف بر شما، شما از سرمایه‌های ملی یک دزد ساختید و بعد که در دام افتاد دستانش را قطع کردید، اما یادتان نبود دزدی که دستانش را ستاندید مفلوکی بود که از گرسنگی و بیکاری به دزدی پناهندهاش کرده بودید.

کاش بتوانید جواب آنان که اعدام‌شان می‌کنید را در آن دنیا بدهید، کاش آن دنیا بفهمید چه بر سرمان آوردید! کاش که بمیرید و شرتان از سر هر ایرانی که در دام تارهای‌تان محکوم به فناست کم شود، کاش تخم و ترکه‌ی‌تان و فرزندان ناخلف‌تان به میراث ایران نمانند، کاش تمام ثروتی را که خوردید و کورکورانه قلم به دست گرفتید و حکم به نابودی نقاشی‌های خداوند گرفتید، خرمن آتشی شود و جانتان را رهایی نبخشد.
دزدان بی‌آبرو و چپاول‌گرانی که قد علم کرده‌اید و گستاخ‌تر و وقیح‌تر از قد تاریخ شده‌اید و گناه‌تان را مردمانی به گردن می‌گیرند که از درد و ترس فقر به دزدی و فساد و هزار جرم دیگر پناه آورده‌اند که این رو سیاهی توست که کل کشور با بی عرضگی‌هایتان به توالتی تبدیل شده که پر از مدفوع و تاپاله‌هایی است که تویی که مسئولیتی بر دوش داشتی مقصر و متهم و این حکم‌ها در حکم استحقاق توست!

خیانت‌های‌تان جانمان را به لب آورده و دیگر آرزویی در سر نداریم، غیر از رهایی ایران از چنگال شمایی که ملتی را به زیر چوبه‌های دار می‌کشانید و به خود غره‌اید و افتخار چهل ساله‌ی‌تان انبارهایی‌ است که نامش را زندان گذاشته‌اید و در آن مردم را در انتظار مرگ به انتظار زجر کش کرده‌اید، مرگتان باد که هر برگی از تاریخ رد پای سیاه و چرکتان ننگی بر ابدیت ایران است‌، بی عرضگان شکم پاره‌ی شکم دریده‌ایی که چونان گال در پوست و گوشت و خون این ملت نفوذ کرده‌اید و صندلی پست و مقامتان فرسوده است از تن خوفناک‌تان، این اسامی پنجاه و هفت نفری‌است که تو بله، تو حکم اعدامشان را صادر کرده‌ایی طنابی که بر گردن اینان سنگینی می‌کند شب‌ها کابوس خیانت‌ها و هرزگی‌ها و فسادهای توست، کاش طناب نامرئی خدایم بر گردنت آویزان شود و در خواب صبح فردای ظالمیت را نبینی و ایران از نکبت نکبتهای تو رها شود.

آزاد اردوخانی
علی عوض زاده
براتعلی رحیمی
حسین روشن بخت
ابراهیم بخشی
علیرضا غربالی
علیرضا افشار
حسین اصلی
سهراب عاصفی
مصطفی غفوریان
قهرمان صالحی
قاسم امیری
علی نصرتی
غلامعلی علیراده
حیدر حسینی
فتح الله بختیاری
عظیم کفینی صفا
امیر شیرخوانی
بیژن حسین زاده
محمدصالح دولت ابادی
اکبر نوری
میثم حسین زاده
امیر شیرازی
مجید حسن نژاد
علی عبدی
خشایار جودت
یاسین چگینی
ارمان عبدالعالی
امیر دردورلی
محمد حلاوت
اسماعیل صفری
اسماعیل زنده جان
رحیم ساعد
محمدمهدی حبیبی
محمد وقایی
حمید وفایی
روح الله قلی زاده
احمد تورنگ
حوتی روز بیانی
علیرضا بنده پور
خلیل شاه حسینی
علی امین دخت
حاج علی گورچی
احمد نوروزی
محمد رضا حسن زاده
جواد امیر خانی
رضا حمیدی
شمس علی عبدلی
حسین رضایی
معین علی محمدی
مجید ارتفاع
زین العابدین شجاع
مجید عابدی
بهزاد دین پرور
علی علوی
فرشاد داوودی
سعید رنجبر

اشاره: مسوولیت محتوای نوشته‌های ارسالی، بر عهده نویسنده است و رادیو فرهنگ محتوای مطالب ارسال شده را ارزش‌گذاری نمی‌کند.

دیدگاهی بنویسید

لطفا دیدگاه خود را در اینجا بنویسید
لطفا نام خود را در اینجا بنویسید

7 − پنج =