گام به گام با گفتمان سیاسى روز ایران از رادیو فرهنگ ، این هفته بخش سوم اپوزوسیون ، آسیب شناسى اپوزوسیونها , تهیه و اجرا سارا فرزاد

شنوندگان عزیز ومحترم رادیو فرهنگ درود وعرض ادب بنده را پذیرا باشید همان طور که مستحضر هستید در طی دوهفته گذشته موضوع برنامه را به مبحث داغ اپوزوسیون اختصاص دادیم ابتدا به تعریف مفاهیم ومبانی پرداختیم وسپس بحث اپوزوسیون واقعی واپوزوسیون نما ها را طرح کردیم واین هفته قصد داریم به اسیب شناسی اپوزسیون های نظام جمهوری اسلامی وعدم اقبال انها بپردازیم با من سارا باشید در دقایق پیش رو

عمر اپوزیسیون رژیم ایران به اندازه عمر خود رژیم است. از همان روزهای اول پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، ابتدا سلطنتطلبان در خارج از کشور مخالفت با حکومت اسلامی تازه به قدرت رسیده را آغاز کردند. اما مخالفت با رژیم تازه به طرفداران رژیم کهنه محدود نماند. به تدریج، سایر گروههای سیاسی فعال کشور و نیز بخشهایی از ایرانیانی که وطن را ترک کرده بودند، مقابله با جمهوری اسلامی را آغاز کردند
مجاهدین خلق، احزاب چپ وکمونیست های فراری از ایران، وبه تدریج گروههای مخالف جدی نظام جمهوری اسلامی در قالب تشکل ها وجمعیت های .خواهان براندازی نظام جمهوری اسلامی شکل گرفتند از آن زمان تا کنون یعنی حدود چهل سال، مبارزه علیه نظام جمهوری اسلامی ادامه داشته است. این مبارزه البته فراز و نشیبهای فراوانی را به خود دیده، اما روند آن هرگز متوقف نشده است. این عمر طولانی شاید برخی از پرسشها را مطرح کند، از جمله این که میزان موفقیت اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور چقدر بوده، یا عدم کامیابی آن در تحقق درخواست عمده خود، یعنی تغییر رژیم ناشی از چه عاملی است در این برنامه سعی کردم به برخی از نقطه نظرات جامعه شناسان بی طرف سیاسی در این زمینه بپردازم
یکی از اشکالات ذاتی اپوزیسیون های ایرانی عدم تعریف دقیق آن چیزی است که باید به واسطه این واژه و به عنوان معنای آن تداعی شود. همانطور که پیش تر به آن اشاره شد اپوزیسیون به طور معمول و در ادبیات سیاسی دو معنا دارد: یکی در جوامع دمکراتیک است، که در این صورت، به معنای حزبی است که در مقابل حزب حاکم دولتی و دارای اکثریت، نقش مخالف یا تعدیلکننده را در پارلمان ایفا میکند. در این مورد، اپوزیسیون تلاش میکند که خود را برای .انتخابات آتی آماده سازد تا قدرت را با کسب رای اکثریت به دست آورد و دیگر انکه در کشورهای غیردمکراتیک اپوزیسیون به معنای جمعی از تشکلهای مخالف است که میخواهند رژیم استبدادی را سرنگون یا وادار به تفویض قدرت کنند.
در مورد ایران، معنای دوم صادق است و اپوزیسیون به طور عمده دربرگیرنده مجموعه نیروهایی است که خواهان حفظ نظام جمهوری اسلامی نبوده و تغییر آن را میطلبند. این نیروها ممکن است بر سر نوع تغییر نظام، اختلاف نظر یا تفاوت روش داشته باشند اما به هر روی تغییر نظام را ضروری میدانند. این خطکشی اما در سپهر سیاسی ایرانیان خارج از کشور به این روشنی نیست و مردم داخل کشور نیز نمود این ناروشنی را از طریق رسانههای سیاسی خارج از ایران میبینند. ابهام در آنجا بروز میکند که دیگر وقتی نام اپوزیسیون میآید، اشاره فقط به نیروهای خواهان «تغییر نظام» نیست، بلکه نیروهای خواهان «تغییر رفتار نظام» را نیز در بر میگیرد.
ما واژه “اپوزیسیون” را از زبان بیگانه قرض گرفتهایم و به نظر میآید که این واژه در بسیاری از گفتارها معنای نامتعینی دارد. در برخی متنها رسم شده است
(Position ) را در مقابل کلمه ی پوزیسیون )Opposition( اپوزیسیون قرار دهند. این تقابل واژگانی اپوزیسیون- پوزیسیون در زبانهای اروپایی و یا تخصصی چندان مرسوم نیست. پوزیسیون ظاهرا به معنای وضعیت مستقر درک میشود. اپوزیسیون موضع مخالفت با موقعیت موجود است بر این مبنا برای شرکت در اپوزیسیون باید به اصل براندازی توجه داشت، زیرا فضا و امکانی برای تغییر گرایش حکومت و کسب قدرت برای مخالفان قابل تصور نیست. به همین دلیل نیز خط «پوزیسیون» (به تعبیر ایرانی کلمه) که میخواهد نظام بماند تا شاید قدرت را واگذار کند و راه «اپوزیسیون» که میخواهد نظام برود تا قدرت را به دست آورد قابل تمایز است: اپوزیسیون خواهان تغییر رژیم حاکم است و پوزیسیون خواهان حفظ آن.
در حال حاضر به دلیل ناروشنی معنای این واژه، چارچوب اصلی مفهومی اپوزیسیون مخدوش شده است و بسیاری از جریانهای پوزیسیون، یعنی موافق با بقای نظام حاکم، در آن حضور تبلیغاتی پیدا کردهاند. آنها این توهم را دامن زدهاند که بخشی از اپوزیسیون هستند در حالی که به معنای خاص کلمه در پوزیسیون قرار دارند. این ابهام شاید نخستین نکتهای است که سبب شده هم اکنون مردم و فعالان سیاسی در داخل و خارج از کشور حیران و سرگردان باشند. در این زمینه است که باید خط روشنی ترسیم شود و اپوزیسیون، به معنای فنی کلمه، موفق شود علیرغم تمام تفاوتهای دیدگاهی یا روشی خود، به صورت خیلی شفاف اصل ضرورت براندازی نظام را به عنوان یک مقوله ذاتی و ساختاری برای خویش ترسیم و تاکید کند. با چنین کاری بسیاری قادر به تشخیص .پوزیسیون خواهند بود و آن را از اپوزیسیون تفکیک میکنند بدیهی است علاوه بر آنهایی که از سر ناآگاهی یا کم دانشی به این خلط مبحث دامن میزنند رژیم هم بیمیل نباشد که این عدم تفکیک ادامه یابد تا از کارآیی اپوزیسیون یعنی نیروی برانداز کاسته شود. هشیاری و دقت عمل صاحبنظران و نیز برنامهسازان رسانهها و فعالان سیاسی در این زمینه لازم و ضروری است تا خطهای چارچوبی اپوزیسیون به صورت «جامع» و «مانع» عمل کند. «جامع»، یعنی دربرگیرنده هر نیرویی که براندازی و تغییر نظام را میخواهد بشود و در این باره استثنایی قائل نشود و «مانع»، یعنی اجازه ندهد که نیروهای مخالف با براندازی نظام، به صرف مخالفت با سیاستها و رفتارهای حکومت، به .عنوان اپوزیسیون ارزیابی شوند.
تعریف اپوزوسیون در کشورهای غیر دمکراتیک همانظور که اشاره شد به مجموعهای از نیروهای سیاسی که به دنبال حذف نظام حاکم برای کسب  «قدرت»هستند اطلاق می گردد این تعریف چند عنصر را در خود دارد به مجموعه ای از نیروها اشاره دارد. یعنی نمیتواند به یک سازمان یا حزب مشخص محدود شود و دربرگیرنده طیفی از نیروهاست. چیزی که تمام ادعاهای انحصارطلبانه سیاسی را زیر سوال میبرد. دیدن اپوزیسیون به مثابه یک طیف اجازه میدهد که واقعیت تنوع محتوایی، دیدگاهی، روشها و نیروهای موجود در .آن را در نظر بگیریم
نیروهای سیاسی: این به معنای آن است که ما نمیتوانیم هر نیرویی را تحت  نام اپوزیسیون بازشناسی کنیم. مثلا یک انجمن فرهنگی یا ادبی یا یک جمع شهروندی میتواند بخشی از «حامیان» اپوزیسیون محسوب شود اما نه خود اپوزیسیون. زیرا همانطور که گفته شد، موضوع بر سر نیروهایی است که میخواهند قدرت سیاسی را بگیرند. پس اپوزیسیون باید نیروی سیاسی محسوب شود، یعنی برای کسب قدرت تشکیل شود و مبارزه کند نه فقط برای پایین کشیدن قدرت. برای نیرویی که فقط میخواهد نظام حاکم را پایین بکشد اما برای کسب قدرت آماده نیست میتوان واژههای دیگری را یافت. نیروی سیاسی، یک جمع .متشکل است و به طور هدفمند و برنامه ریزی شده در پی کسب قدرت است
حذف نظام: اپوزیسیون نمیتواند روایتی از نظام فعلی را با تغییراتی سطحی  بپذیرد. عمق تغییری که میطلبد، زیاد است و اگر اجرا شود، چه تحت این نام بیان شود یا خیر، سبب براندازی نظام حاکم و جایگزینی آن با یکی دیگر میشود. به همین دلیل، تمام نیروهایی را که تغییراتی سطحی میخواهند، باید اصلاحطلب و بخشی از «پوزیسیون» دانست. امری که در حال حاضر در صحنه سیاسی ایران واضح است. «اصلاح طلبان» در داخل و خارج از کشور در پی تغییر رفتار نظام هستند نه تغییر نظام.
کسب قدرت: اپوزیسیون به دنبال جایگزین ساختن نیروی حاکم است. به همین  دلیل هم نظام کنونی را بر میاندازد و از نو قدرت را بازتعریف کرده و در دست
خود میگیرد. از اینجاست که بحث آلترناتیو بودن اپوزیسیون مطرح میشود. اپوزیسیون در معنای فنی خود جایگزین قدرت حاکم است، آن را پایین میکشد و خود جایگزین آن میشود. با اتکاء به این تعاریف میتوان به تدقیق تعریف بالا پرداخت و گفت که اپوزیسیون عبارت است از « چندین تشکل دارای ماهیت سیاسی که تلاش منظم میکنند تا رژیم حاکم را به زیر کشند و قدرت را به دست گرفته و یک رژیم ».جدید تشکیل دهند
واما سخن اخر در این بخش باتوجه به انچه گفته شد حال می دانید که هر نیروی مخالفی اپوزوسیون نخواهد بود وهر جریان طرفدار تغییر رفتار نظام نمی تواند اپوزوسیون به لحاظ تعریف فنی ودقیق کلمه باشد وخود را در طیف اپوزوسیون قرار دهد ونیز هواداران یک جریان اپوزوسیون لزوما اپوزوسیون نام نمی گیرند امروز مردم اگاه وهوشیار ایران باید در صدد تعیین این مرز بندی ها بوده وبا هوشیاری کامل به شناسایی اپوزوسیون های جدی نظام بپردازند وهوشمندانه عمل کنند در برنامه آتی به راههای کسب موفقیت اپوزوسیونها خواهم پرداخت با من سارا باشید در برنامه اینده با موضوع راههای ایجاد اپوزوسیون موفق تا برنامه ی دیگر شاد زی مهر افزون

دیدگاهی بنویسید

لطفا دیدگاه خود را در اینجا بنویسید
لطفا نام خود را در اینجا بنویسید

18 − ده =