یادها و ماندگارها از رادیو فرهنگ ، ١٧-٢٠ اسفند در گرامیداشت : احمد کسروى، ایرج افشار،سیمین دانشور، حسین قوامى، بهروز وثوقى ، مجید انتظامى و احمد عبادى

سیّداحمد حُکم‌آبادی (۸ مهر ۱۲۶۹ در تبریز – ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ در تهران)، که بعدها نام خانوادگی کَسرَوی را برگزید، تاریخ‌نگار، زبان‌شناس، پژوهشگر، حقوق‌دان و اندیشمند ایرانی بود.وی استاد ملی‌گرای رشته حقوق در دانشگاه تهران و وکیل دعاوی در تهران بود.
بهروز وثوقی (زادهٔ ۲۰ اسفند ۱۳۱۶ خوی)هنرپیشه ایرانی پرسابقه و سرشناس سینما و تئاتر اهل ایران است. او برادر چنگیز وثوقی و شهراد وثوقی است که هر دو در ایران به کار هنرپیشگی مشغول‌اند. وثوقی قبل از بازیگری در سینما، کارمند ادارهٔ دارایی و بعد دوبلور و گویندهٔ رادیو تلویزیون بود. بهروز وثوقی که محبوبیتی افسانه‌ای بین مردم و سینما دوستان دارد ، همواره یکی از محبوب‌ترین چهره‌های سینمای ایران بوده‌است.
ایرج افشار یزدی (زادهٔ ۱۶ مهر ۱۳۰۴، تهران – درگذشتهٔ ۱۸ اسفند ۱۳۸۹، تهران) پژوهش‌گر فرهنگ و تاریخ ایران و ادبیات فارسی،ایران‌شناس، کتاب‌شناس، نسخه‌پژوه، نویسنده و استاد دانشگاه ایرانی بود.
افشار سابقهٔ تدریس در دانشگاه‌های داخل و خارج کشور ازجمله: دانشگاه برن (سوئیس)، دانشگاه ساپورو (ژاپن)، و دانشگاه تهران را داشت.
وی پایه‌گذار کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران و معروف به پدر کتاب‌شناسی ایران است.
محمود افشار یزدی پدر اوست.
ایرج افشار نزدیک به ۶۵ سال کوشش‌های پژوهشی بیش از ۳۰۰ کتاب و ۳۰۰۰ مقاله در زمینه‌های کتاب‌شناسی،کتاب‌داری، تاریخ، جغرافیا، جغرافیای تاریخی، فرهنگ مردم و موضوع‌های دیگر تألیف، تصنیف و تصحیح کرده است.
مجید انتظامی (متولد ۱۸ اسفند ۱۳۲۶ در تهران) آهنگساز، نوازنده ابوا و مدرس موسیقی است و از آهنگسازان برجستهٔ سینمای ایران به‌شمار می‌آید.
سالروز درگذشت سیمین دانشور(۱۸ اسفند)

هجدهم اسفند یادآور سالروز درگذشت بانوی اول داستان نویسی ایران است.
سیمین دانشور همسر یک نویسنده مشهور هم بود اما پس از مرگ جلال آل احمد نیز ۴۲ سال زندگی کرد. نوشت و به فعالیت اجتماعی و فرهنگی پرداخت.
از خانم دانشور می توان به عنوان نخستین زن ایرانی یاد کرد که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. مهم‌ترین اثر او رمان «‌سووشون» است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است. رمانی که از جمله پُرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران به شمار می‌رود.
سیمین دانشور، پس از مرگ پدر در ۱۳۲۰ خورشیدی، دررادیو تهران و روزنامه ایران با نام مستعار «شیرازی بی‌نام» مقاله می‌ نوشت.
۷ سال بعد مجموعه داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد؛ نخستین مجموعه داستانی که به قلمِ زنی ایرانی چاپ شده‌است مشوقین او برای داستان‌نویسی فاطمه سیاح – استاد راهنما در دانشگاه- وصادق هدایت بودند.
در همین سال، در حالی که در اتوبوس از تهران راهی شیراز بود با جلال آل‌احمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شدو دو سال بعد با او ازدواج کرد.
در سال ۱۳۳۸ استادِ دانشگاه تهران در رشتهٔ باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش ازمرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد که از جملهٔ پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است.
از شگفتی های روزگار این که پس از پیروزی انقلاب و در سال ۱۳۵۸ او را از دانشگاه تهران بازنشسته و در واقع از ادامه خدمت در این عرصه محروم کردند در حالی که همچنان امکان کار و خدمت داشت.
تاکید بر شگفت آوری به این خاطر نیست که تنها او مشمول چنین حکمی شد. بلکه به این سبب که همسر «جلال آل احمد»ی بود. نویسنده ای که به خاطر کتاب «غرب زدگی» که با الهام از آرای احمد فردید نوشته بود ، مقبول نیروهای انقلابی بود و به خاطر جدا شدن از روشنفکران سکولار نماد تعهد معرفی می شد و قرار بود در دانشگاه ها امثال آل احمد پرورش داده شوند که با غرب میانه ای نداشت یا چنین می نمود.
سال ها گذشت تا بانو دوباره دل و دماغ نوشتن پیدا کند و در سال ۸۶ کار نوشتن را از سر گرفت و داستانی تازه نوشت.
۶ سال پیش و در ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ سیمین دانشور پس از یک دوره بیماری آنفلوآنزا و درست در روز ۸ مارس که زنان در تمام دنیا به فعالیت اجتماعی می پردازند و در۹۰ سالگی در خانه‌اش در شهر تهران درگذشت و پیکر او درقطعه هنرمندان (۸۸) ردیف ۱۵۰، شماره ۳۱ به خاک سپرده شد.
با این که خانم دانشور همواره قدر دید و مورد احترام بود اما از برخی اتفاقات و رفتارها نیز رنجیده خاطر بود. یکی به خاطر این که در محافل رسمی تنها بر وجه همسری او تاکید و به آیین های مربوط به جلال آل احمد دعوت می ‌شد و نه به عنوان نویسنده مستقل که آوازه ای هم سنگ جلال داشته است.
دوم به سبب محدودیت هایی که برای کانون نویسندگان اعمال می شد هر چند برای او احترام قایل بودند. موضوع سوم اختلاف با شمس آل احمد بود. هم به خاطر مسوولیت حقوقی آثار جلال و هم اصرار شمس بر این که جلال به دست ساواک کشته شده و مرگ او طبیعی نبوده است. حال آن که سیمین خانم می گفت : در «اسالم» بودیم و جلال کنار من و به شکل طبیعی درگذشت.
انتشار کتاب «‌سنگی برگوری» که درباره فرزند دار نشدن او و جلال بود نیز خاطر او را مکدر ساخت زیرا نکاتی از زندگی خصوصی را بازگفته بود که معمولا افراد و حتی نویسندگان به این عرصه ها نمی‌پردازند.
سیمین دانشور ۹۰ سال زندگی کرد و ۶ سال پیش در ۱۸ اسفند در همان خانه که یادآور جلال و در همسایگی خانه نیما یوشیج بود چشم از جهان فرو بست. نمونه ای کامل از مهر و وقار زن ایرانی که هر چند طعم مادری را نچشید اما روحی مادرانه داشت و در فقدان او بسیاری چون مادر از دست داده ها سوگوار شدند

احمد عبادی (۱۲۸۵ خورشیدی – ۱۷ اسفند ۱۳۷۱ تهران) از استادان موسیقی ایرانی و نوازندهٔ برجستهٔ سه‌تار و فرزند میرزا عبدالله فراهانی بود.
حسین قوامی (فاخته) (اردیبهشت ١٢٨٨ ١٧ اسفند١٣۶٨)، فرزند رضاقلی قوامی از خاندان‌های اصیل تهرانی و یکی از نخستین خوانندگان دوره جدید موسیقی سنتی ایرانی است. وی یکی از خوانندگان اصلی برنامه گلها بود. از آثار معروف او می‌توان به تو ای پری کجایی (شعر ه. الف. سایه، اثر همایون خرم) اشاره کرد.

دیدگاهی بنویسید

لطفا دیدگاه خود را در اینجا بنویسید
لطفا نام خود را در اینجا بنویسید

15 − ده =