دلنوشته اى از هوریه فرج زاده براى فرزین رضایى روشن زندانى سیاسى”رفیقی که ایستاده و زانو نمیزند “

برای رفیقی که ایستاده و زانو نمیزند
مدتی پیش رفیق خوب ما که یاور و دلدار همه فعالین بوده و هست  ،  وجودش باعث دلگرمی و حضورش باعث امید به رفاقت ها در اینده بود همانند رسم پیشینه مخالفان ازادی دستگیر و برای جلو گیری از داشتن امید و روحیه و طراوت به بند کشید شده است
به شخصه  چند وقتیست جای خالی رفاقت چنین رفیقی را  از روی مهربانی و غمخوار بودنش کاملا  احساس می کنم
حال این رفیق ما با شرایط سخت بیماری بیش از پیش مورد غضب زندان بان قرار گرفته  تا جایی که حتی از  دریافت داروهایش محروم شده و خود نیز در صورت ادامه چنین فشار هایی بر وی و دیگر فعالین تهدید به اعتصاب دارو و درمان واعتصاب غذای خشک با  دوختن لب ها کرده است
از این رو که این رفیق ما مورد کم لطفی رسانه ها قرار گرفته است خواستم ضمن حمایت همه جانبه خویش و خواستار ازادی وی  خواهان توجه  از همه ازادی خواهان باشم
رفیق ما  ،دوست مافرزین رضایی روشن نباید در اسارت بدون حامی باشد
من حامی وی هستم
هوریه فرج زاده طارانی

دیدگاهی بنویسید

لطفا دیدگاه خود را در اینجا بنویسید
لطفا نام خود را در اینجا بنویسید

دو × سه =