بخش هفتم از منظومه فرامرز نامه

درودهاى پاکدلانه :  بخش هفتم از  منظومه فرامرز نامه را پس از گرشاسب نامه و بانوگشسب نامه از رادیو پى گیر میشوم ، فرامرز پسر رستم و برادر بانو گشسب و زربانو و سهراب و جهانگیر بوده ، داستان بسیار دلنشینى میباشد و براى فرامرز هفت خوانى شبیه هفت خوان رستم ساخته شده
، این منظومه ها را بجرات میتوانم بگویم کمتر کسى در دست دارد و تلاش نموده ام همه این نامه ها را در دفترى چند جلدى چاپ کنم ، فرامرز یعنى فرا ( پیش ) و آمرز ( بخشنده دشمن ) میباشد ، پیشاپیش دشمنت را ببخش معنى میدهد ، ابتدا نام فرآمرز بوده که با البرز قافیه میشده و امروز ما فرامرز میگویم ، چند بیت بسیار ارزنده و حقوق بشرى در میدان جنگ و با اسیران را از زبان رستم و در پند به فرزندش اینگونه آورده شده :
ببخش و مکش آن شه نامور / که بیخ بریده نروید دگر
زدخت کسان دیده بربندو دل / که نیکو نباشدجوان دل گسل
ترا پارسایى و نیکى بهست / به هرانجمن نیک نامى مهست
بارى سلسله گفتار فرامرزنامه را در ٨ قسمت خواهم گفت و اکنون بخش هفتم راکه سرشار از عشق و دوستى  پیشکش دارم به شما دوستاران فرهنگ و ادب پارسى  ، پیروزباشید

دیدگاهی بنویسید

لطفا دیدگاه خود را در اینجا بنویسید
لطفا نام خود را در اینجا بنویسید

هفده − هفت =